ريچارد بل ( مترجم : بهاء الدين خرمشاهى )

31

در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى )

رئيس شوراى حاكميت در مكه ، حتى با موافقت كل شورا ، سعى مىكرد كه مجرمى را مجازات كند ، قبيلهء فرد مجرم خود را در گرفتن انتقام محق مىدانست . در چنين موردى رئيس قبيلهء خود مجرم مىتوانست او را مجازات كند . در قرآن كريم مفاهيمى از اين دست ، به نحو استعارى به خداوند نسبت داده مىشود . او از عواقب مجازاتش در حق قوم ثمود انديشه‌اى ندارد ( سورهء شمس ، آيهء 15 ) . او امان مىبخشد ولى هرگز به او امان داده نمىشود ( سورهء مؤمنون ، آيهء 88 ) ( زيرا كسى را توان آن نيست كه به او يا به كسى در برابر او امان دهد ) . وجود احساس همبستگى و وحدت در زمان عرب‌هاى پيش از اسلام ، مسأله‌اى متنازع فيه است . البته چيزى شبيه به قوميت يا ناسيوناليسم كه امروزه مطرح است وجود نداشته است ، لذا وابستگى بنيادين هر فرد عرب فقط به قبيله و عشيره‌اش بوده است . البته رسم‌هاى مقبول اجتماعى نظير قصاص وجود داشته است . و مهم‌تر از همه به نظر مىرسد احساسى نسبت به داشتن زبان مشترك يعنى عربى داشته‌اند . در قرآن چندين اشاره به وحى « قرآن عربى » ( سورهء يوسف ، آيهء 2 ، و جاهاى ديگر ) ، و « زبان عربى » [ لسانا عربيا ، سورهء احقاف ، آيهء 12 ] مشهود است . مشكلات نهفته در اين تعبيرات را در يكى از فصل‌هاى اين كتاب مطرح خواهيم كرد . به نظر مىرسد كه چندين لهجه [ در عصر نزول قرآن ] وجود داشته كه صاحبان آنها باهم تفاهم متقابل داشته‌اند ، و سخنگويان آن لهجه خود را « فصيح » و « مبين » ( شيوا ) و بيگانگان را « اعجمى » ( ناشنوا ) مىخوانده‌اند . همچنين نظريه‌هايى راجع به داشتن تبار و نسب مشترك ، يا بلكه دو گروه تبارى ، كه گاه به عنوان عرب‌هاى شمالى و جنوبى از هم متمايز مىگردند ، در كار بوده است . اين دو گروه از نياى واحدى نسب مىبرده‌اند ، اما با همديگر پيوند [ پيوندى جز اين ] نداشته‌اند . « 1 » قطع نظر از اين‌كه حقيقت نهفته در پشت اين‌روايت‌ها چيست ، اين نكته روشن است كه بعضى از قبايل « جنوبى » پس از استقرار در يمن ، زندگى چادرنشينى / كوچ‌نشينى را در پيش‌گرفته بوده‌اند . در عربستان جنوبى تمدّن عظيم هزار ساله‌اى كه هم مبتنى بر تجارت ، و هم بر نظام پيشرفتهء آبيارى ( و

--> ( 1 ) . قس - مقالهء « جزيرة العرب » نوشتهء G . Rentz در دايرة المعارف اسلام ( به انگليسى ، ط 2 ، بخش ششم : قوم‌شناسى ) .